دفتر شهرها / تهران
1
دوستت دارم
تورا...
هوای آلوده و
وفروشندگان دوره گردت را
که کیف دانش آموزان راقاپ می زنند
باشکلات های بی مزه ا شان
...البرز...میدان آزادی وخیابان ولی عصرت
باهمه ی شلوغی وسردرگمی ها
مراعاشق می کنند
دوستت دارم
چون پروازی که
به تو می رسد
درمهرآباد و شهرک قدس
با آخرین پرواز
کبوتران خیال بی تاخیرمن
درخیابان پیروزی،میدان امام حسین
درمتن زندگی
دوستت دارم
باهمه ی رانندگان تاکسی ات
در خیابان های جنوب
نازی آباد،میدان راه آهن
که خوب می شناسند
سکه و
روستای پف کرده را
2
اینجا
درزعفرانیه
مردان وزنانی را می شناسم
که شب ها
غوطه می خورند
وروزها
وقتی کنارمیزغذا
با پیتزاهایشان،به دستان من خیره می شوند
ومن گاهی به آنهاسلام می کنم
می گویند:آه...خیلی خوش گذشت
زندگی یعنی همین!
3
Teheran
Je amoure
Beaute Lorsque ALBORZ mine
Se teniv debout
To jours
Si
Cote
La mere iranienne
Mike nous somme une famile
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:19 توسط سید محمد آتشی
|