غم های بهاری ما/به:شین پرتو
زنان فاخر ...مردان صورتی!
ازخیابان بهار
فروردین گذشت
-من نیز-
*
دراردیبهشت مکثی می کنم
زنان فاخر
دررویاهای نیلوفرین
ومردان صورتی
باسایه های سنگین خود تکرارمی شوند.
*
بااین همه سبزی لبریز
دست هااما،
پرازبهارنیامده است
وما مدام
شلنگ انداز
عبورمی کنیم
ازاین خیابان
تاآن خیابان...
وجفت ماهیان سرخ را
برای تنگ بلورمان می خریم
ودرپایانه های غم انگیز
مثل خاطره ای
به خرداد می رسیم

دلفریب نرم تن
حقیقت آن است که دختربهار
مرالای علف هاباقی گذاشت
وسبزه هایی راگره زد
که زیرنورستارگانی پریده رنگ می خرامیدند.
*
آرزوهای بزرگ
دانش تلخی ست!
که گاهی مارابه جذبه فرومی برد
تاکینه هارانابودسازیم و،
آنگاه به دعوت دلفریبی نرم تن
بدان سورویم که شبح پرشکوه
مدام درپروازاست و،
الهه ی گرامی،بی آلایش
می درخشد.
***
مجله ی ادبی amynaراهم بخوانید.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 10:10 توسط سید محمد آتشی
|