طرح های ساده ی غروب
1
گیرم چند کیلومتردیگرهم ادامه دهی
به سبزی آرزوها نخواهی رسید
وازاین زمین بی پایان سرمست نمی شوی!
تازه
رویاهایت هم خواهند سوخت
برگرد!
همان کلبه چوبی
دنیای بزرگی است.
2
چشمانت که نمی کاهند
فرداهایم را
دستی درآتش
دستی برشانه ی گلگون تو
درآب های نیلگونه که فرو روی
خاکسترمی شوم
3
درهوایی که عطرتورا دارد
رویاها رهایم نمی کنند
احساس می کنم کلمات زردند
وپرندگان بال بال می زنند
درادامه ی توسرگردان مانده ام!
4مرگ خاکستری است
رویاها آبی
تواما
سبزی وسپید
وقتی
با شعرهایت می خوانی ام.
5
نیمکت هارا می شناسم
هرروز سیاهتر می شوند
وعکس ها را
کاش سپید بمانند
وزیر پنجره ای که می نشینیم
ابری ازخیال ببارند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 13:43 توسط سید محمد آتشی
|