۱)

صد زخم درآغوش نشابورتوبود
رزها همه تن پوش نشابورتوبود 
دربلخ وبخاراوسمرقند نبود
تقدیرکه بردوش نشابورتوبود 

۲) 

من باتوکه باشم ته دریا شدن است
هرقطره اشکم همه معناشدن است
وقتی که جهان نیز شبی پرخطراست
دیدارتوای صبح چوپیداشدن است

 

 

 ۳)

آن یارکنون مشق چنین داند ومن
درمنزل اوعشق فقط ماند ومن
قونیه پرازیادمعانی ومی است
تاپیرخراسان عجم خواندومن

 ۴)

آن پنجره ..ای مهرچرابسته هنوز؟
دیدارتونزدیک ،وتن خسته هنوز
 دستی بزنم باتو،اگرهابرود
بنگرکه چه بارد دل وابسته هنوز.