بازگویی یک مهمانی انتزاعی امروزی
دررستورانی کنارمیدان آزادی شام خوردیم
رستورانی که عادت ماهیانه اش دروغ بود
کنارصندلی ها سردش شاعری واژه های ساده را هجی می کرد
میدان آزادی هم برای سوختن بهانه عزیزی داشت ـوـ
آزادی دختری بودسواربربال های روشن برج
شام می خوردومی گفت:"گریه می کنی چراعزیزمن؟"
خوردیم وخواندیم:"خلوتی رهاکجاست؟"باترشی های آلو.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 16:50 توسط سید محمد آتشی
|