دوغزل
۱)
ای دخترآیینه ها، گیسو رها درباد
دستی تکان دادی وجودم گوشه ای افتاد
پائیزشد یا فصل موسیقی و دلتنگی
ان سان که جادوی نگاهت کرده هی بیداد
یک بیستون غم سینه ام را سنگ می بارد
انگارمی خواند برایم قصه ای فرهاد
آرام در چشمان من گسترده شد دریا
لبخندهایت سردوغمناک است با همزاد
گم مانده ام فانوس من درلحظه ها یی زرد
همراهیم کن... روشنی... گیسو رها درباد .
۲)
کسی که سوی من قدم زده، ببین پیاده است
سلام خوب همنوازمن هوا چه ساده است!
همیشه بوده ام درانتظارگام آشنا
کنارراه و غافل ازکسی که ایستاده است
غروب جاده های ده برای من تکیده اند
نگاه نقره ای میان دشت اوفتاده است
به پنجره، به باورم، به آیه ها رسیده ام
دوچشم سبزمن کنون پرازغبارجاده است
سلام می کنم به دست های پر تپش، سلام
سلام خوب همنواز من، هوا چه ساده است!