اپیزود های زندگی / 2 و 3

2

یک زندگی واقعی

            عشق می خواهد

           بودجه می خواهد

این آقایان صد در صد اداری

اگرشکست هایشان رابه تماشا نگذارند

زنده می مانیم

وبا سرعت معمول خود

پیش می رویم


همیشه یک طرف معادله

الگویی است

برای حل معادله

3

یک زندگی خیالی

برذهن ها نهاده می شود

مملو ازروشنی دروغین

چون نقش پنجره های بسته

خورشید که می درخشد

جز بر آهن ها نیست

زندگی واقعی اما

دنبال یک لقمه نان

درشهر

کنار دستفروش های خیابان زند

قدم می زند

وبا لهجه ی آشنایی

به تو

سلام می دهد.

امام زاده طاهر

همیشه همین طور بود

دوست داشتم

درسکوت برهنه ی"امام زاده طاهر"

باپیرهن شفافم

بنشینم روی صندلی داغ

وکلاه خورشید به سر

باربد وار

نوای دیگری سازکنم و

قهوه ام رابنوشم


همیشه همین طوربود

نرد بلد نبودم

وبی هیچ سوگواره ای

مرگ باورم شد.