اوکه گیسوانش راشانه می کند!
NICOLET COCOA
نشسته روی نرده های چوبی وپیپ می کشد
درکنارش گل های یاسمن ومیناهای ساده وصورتی
ودریایی نه چندان دور،قایقی بادبانی،باتکه ابری سفید.
دستی درجیب ودستی روی زانو
مردبه شمامی نگرد.
ایستاده درکنارباغچه ای بهشت نما
باشالی زردآن طرف
دستان برهنه اش پوشیده ازگل های آفتابگردان
دورترآسیابی بادی
قهوه ای رنگ باپره های سیاه.
بادندان های سفیدوخنده های شادمانه
زن به شما می نگرد.

ملکه ی گل های سنگی
اوکه گیسوانش راشانه می کند
درهوای مهرماه
ملکه ی گل های سنگی است!
برای صیدانگشتان واشیا
فرشی آهنین می گستراند
بی آنکه ردپایی ازخودبرجای گذارد.
*
استاد
...به نظر می آید سعی داشته اید از طریق ثنویت تعبیر ها و نسبت دادن آنها به عناصر محوری شعر (زن- مرد) تقابلی بین آنان ایجاد فرمایید.خواننده در برخی از این تعابیر این تقابل را از طریق صفت ها و تعابیر منتسب درمی یابد .اما در برخی از این تعابیر منسوب ، علت برش و افتراق این دو عنصر مرکزی قابل دریافت نیست .چون تعابیر و تصاویری که به هریک از عناصر محوری شعر نسبت داده اید ، ماهیتاً هیچ گونه وجه تضادآمیز و متفاوتی با یکدیگر ندارند. به عنوان مثال : پیپ کشیدن ، درکنار گل های یاسمین بودن ، دستی درجیب داشتن ِ مرد ، مؤید فراغت خاطر و برکناری مرد از رنج و ناملایمتی است.اما "درکنار باغچه ی بهشت نما بودن، شال زرد بر سر و دوش افکندن ِ زن ، مؤید رنج و حرمان زن است که از طریق این تعابیر منسوب ، این تقابل وضوح می یابد.اما به نظر می آید انتساب دندان های سفید و خنده های شادمانه به زن به عزم مواجهه برانگیز عناصر محوری شعر آسیب زده است.خواننده انتظار داشت که این صفات با توجه به نیتّ شاعر متعلق به مرد باشد و نه به زن .
*
روزنوشت هایی به همین قلم در
tp://www.amyna.blogfa.com/
طنزهایی به همین قلم در
http://www.kako-shirazyha.blogfa.com/
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 13:34 توسط سید محمد آتشی
|