بهار،با نگاههای ساده ی تو
فصل ها می گذرند
به شاعر"پل میرابو"
*
بهار،
فرا می رسد
و عشق
چون آب روان
می گذرد.
*
تابستان،
فرا می رسد
و شادیها
از پی رنج ها
می گذرد.
*
پاییز،
فرا می رسد
و موج نگاههای رنگارنگ
نیز-
می گذرد.
*
زمستان،
فرا می رسد
و روزها،
سیاه و سپید
می گذرد.
*
و من بر جا می مانم./
بهار،با نگاههای ساده تو
خاطرات دشت های سوخته را با من می گفت.
دست های تشنه ما اما روشن بود و،
دری به جهان دیگری می گشود.
*
تابستان اما،فروغ چشمان تو بود.
معنی شمال آینه و جنوب ستاره.
*
پاییز،
این پرستوی خسته خیال
خطی از آرزوهای تو کشید.
*
زمستان،
گفتی که باز خواهم گشت
می پنداشتم مردی دلیرم
اما،"آستین قبای نازکم از اشک نمناک است."
*هی تومارو/شاعرژاپنی
شعرهاازکتاب کاشی های ساده/آدنا/هفتادونه
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 21:4 توسط سید محمد آتشی
|