فصل ها می گذرند

به شاعر"پل میرابو"

*

بهار،

فرا می رسد

و عشق

چون آب روان

می گذرد.

*

تابستان،

فرا می رسد

و شادیها

از پی رنج ها

می گذرد.

*

پاییز،

فرا می رسد

و موج نگاههای رنگارنگ

نیز-

می گذرد.

*

زمستان،

فرا می رسد

و روزها،

سیاه و سپید

می گذرد.

*

و من بر جا می مانم./

 

 بهار،با نگاههای ساده تو

خاطرات دشت های سوخته را با من می گفت.

دست های تشنه ما اما روشن بود و،

دری به جهان دیگری می گشود.

*

تابستان اما،فروغ چشمان تو بود.

معنی شمال آینه و جنوب ستاره.

*

پاییز،

این پرستوی خسته خیال

خطی از آرزوهای تو کشید.

*

زمستان،

گفتی که باز خواهم گشت

می پنداشتم مردی دلیرم

اما،"آستین قبای نازکم از اشک نمناک است."

*هی تومارو/شاعرژاپنی

شعرهاازکتاب کاشی های ساده/آدنا/هفتادونه